اطلاعات پروژه

در یادداشت‌های گذشته، نخست به بیان مسأله و اهمیت نظریه هوش‌های چندگانه و آثار آموزشی آن پرداختیم و پس از آن نیز هر یک از هوش‌ها را تبیین کردیم. در این یادداشت، ضمن جمع‌بندی و بیان نکات تکمیلی، شیوه طراحی و نمونه‌هایی از طرح درس مبتنی بر این نظریه ارائه خواهد شد.

 

جمعبندی نظریه‌ی هوشهای چندگانه

اساس نظریه هوش‌های چند‌ گانه، محترم شمردن تفاوت‌های افراد و تنوع فراوان روش‌های یادگیری است. معلم، به‌ویژه معلم ابتدایی، باید بداند که روش‌های تدریس برخاسته از یک هوش، روش معمولی غیرخلاق است، ولی اگر در آن، از سه تا پنج نوع هوش استفاده شده باشد، توسعه‌یافته و نوآورانه محسوب می‌شود و اگر از پنج تا هشت هوش استفاده کند، روش تدریس خلاق و کاملاً ابتکاری خواهد بود. کاربرد هوش‌های چند‌گانه، نه تنها به خلاق‌تر شدن یاددهی معلم در کلاس کمک می‌کند، بلکه در یادگیری دانش‌آموزان نیز تأثیر شگرفی خواهد داشت؛ چرا که:

– یادگیری از طریق هوش‌های چند‌گانه لذت‌بخش‌تر و شادتر است.

– کیفیت آموزشی از طریق یادگیری به وسیله هوش‌های چند‌گانه بالاتر است.

– پایداری یادگیری و توانایی ترکیب آموخته‌ها در این روش بیشتر است.

– معلمان امکان ارائه بهترین روش تدریس را دارند.

– رضایت‌مندی آموزشی شاگردان در این روش بالاتر است.

– شاگردان و معلمان در این روش یادگیری فعال‌ترند.

هوش‌های چند‌گانه می‌توانند نقش زیادی در یادگیری دانش‌آموزان داشته باشند. آگاهی از این نظریه، معلمان را برمی‌انگیزد تا روش‌های متفاوتی برای کمک به همه دانش‌آموزان کلاسشان بیابند. معلمی که از هوش‌های چندگانه استفاده می‌کند، با معلم کلاس‌های سنتی تفاوت زیادی دارد. در کلاس‌های سنتی، معلم معمولاً روبه‌روی دانش‌آموزان می‌ایستد و سخن می‌گوید. چیزهایی را روی تخته می‌نویسد، از دانش‌آموزان سؤالات مربوط به مطالب خوانده شده را می‌پرسد و منتظر می‌ماند دانش‌آموزان تکالیف نوشتاری خود را به پایان برسانند. اما در کلاس‌‌های مبتنی بر هوش‌های چند‌گانه، معلم به‌طور مرتب روش تدریس خود را از روش زبانی به دیداری و از دیداری به موسیقایی و همین‌طور تا آخر، تغییر می‌دهد و غالباً با روش‌های متنوع،‌ به ترکیب این مقولات هوشی می‌پردازد.

نکات اصلی نظریه‌ هوشهای چندگانه

این نظریه مدعی است که تمام افراد (به جز در برخی موارد نادر) از قابلیت‌هایی در هر یک از مقولات هوشی بهره‌مندند؛ هر چند هر هوش برای هر فرد به‌گونه‌ای خاص ظهور و بروز می‌یابد. همچنین، با وجود آنکه ممکن است برخی افراد نقص‌ها و مشکلاتشان را ذاتی تصور کنند، اما گاردنر معتقد است، چنانچه فرد از آموزش، تشویق و استغنای کافی برخوردار باشد، قادر خواهد بود تمامی هشت مقوله هوش خود را تا حد بالایی از عملکرد توسعه دهد. از سوی دیگر، گاردنر، جز در مواردی نادر، معتقد است هیچ نوع مقوله هوشی به تنهایی موجودیت نمی‌یابد و هر یک از آن‌‌ها همواره بر دیگری تأثیر می‌گذارند.

مثلاً کودکی که مشغول بازی با توپ است، نیازمند هوش حرکتی جسمانی (برای دویدن، گرفتن و زدن توپ)، هوش دیداری (برای تعیین جهت و پیش‌بینی محل افتادن توپ) و هوش زبانی و میان‌فردی (برای موفقیت در تعامل‌های جریان بازی) است. در این نظریه، مقوله‌های هوشی صرفاً برای بررسی ویژگی‌های اصلی و بهره‌مندی از آن‌ها به‌طور مستقل فرض می‌شوند. بالاخره، این نظریه بر تنوع فراوانی روش‌هایی تأکید می‌کند که افراد می‌توانند با آن‌ها استعداد‌های خود را درون محدوده هوش‌ها نشان دهند و هیچ ویژگی‌ استانداردی برای اینکه فردی در زمینه خاصی هوشمند تلقی شود، وجود ندارد. مثلاً ممکن است فردی قادر به خواندن نباشد، اما از هوش زبانی بالایی برخوردار و قادر باشد داستان‌های خاص بگوید یا واژگان زیادی را بداند.

طرح درس براساس هوشهای چندگانه

بهترین روش ایجاد طرح درس مبتنی بر هوش‌های چند‌گانه، اندیشیدن به راه‌های انتقال و تبدیل مطالب درسی از یک مقوله هوشی به مقوله هوشی دیگر است. برای این منظور، می‌توان به شیوه زیر عمل کرد:

پس از تعیین موضوع یا هدف مورد آموزش، نخست باید سؤالاتی پیرامون هر یک از مقوله‌های هوشی مطابق جدول زیر در نظر گرفت.

 

 

سپس براساس رویکردهای آموزش مبتنی بر هوش‌های چند‌گانه (مانند جدول شماره ۲ – خلاصه روش‌های یاددهی- یادگیری)،
برای هر یک از هوش‌ها در موضوع‌ آموزش، به صورت بارش فكري، ایده‌یابی کرد. در ادامه، با توجه به اولویت‌ها و محدودیت‌ها، به ارزیابی و انتخاب ایده‌های تولید شده در مرحله قبل پرداخت و آن را در یک برنامه زمان‌بندی شده در کلاس ارائه کرد. بدیهی است، الگوهای به کار رفته در هر جلسه و ارزشیابی آن‌ها، زمینه تسریع و بهبود طراحی آموزشی جلسه بعد را در پی خواهد داشت.

 

 

نگارنده در کارگاه‌های متعددی که در زمینه آشنایی با هوش‌های چند‌گانه برای همکاران خود برگزار کرده است، غالباً با این سؤال مواجه بوده است که زمان محدود اختصاص یافته برای هر یک از مفاهیم کتاب، چگونه اقتضای هشت روش یاددهی را می‌کند؟ لازم به ذکر است، ضرورت ندارد هر یک از این روش‌های تدریس به‌طور مجزا اجرا شود، بلکه با استفاده از روش‌های تلفیقی می‌توان به جنبه‌های گوناگون هوشی پرداخت تا هر دانش‌آموز با استفاده از اصلی‌ترین ابزارهای شناخت خود که همان هوش‌های غالب است، بتواند به خوبی بیاموزد و سایر هوش‌های او نیز تقویت شوند.

نمونه‌ای از آنچه ذکر شد، در یادداشت نگارنده با عنوان پارادایم نوین در آموزش ریاضی برای تدریس یکی از مباحث ریاضی متوسطه یک (مبحث توان) در شماره 32 مجله رشد آموزش ریاضی آمده است.

با این وصف، نمونه‌ای از طرح درس براساس هوش‌های چند‌گانه، با موضوع دوزیستان، در علوم کلاس سوم به شکلی غیر تلفیقی، برای آشنایی بیشتر معلمان ارائه می‌شود. این طرح درس را آقای مسعود غفاری شریف تنظیم کرده که سال‌هاست در تدریس خود از این نظریه بهره‌ می‌برد. گفتنی است، در کتاب «هوش‌های چند‌گانه در کلاس درس» از انتشارات مدرسه، طرح درس‌های متعددی به چاپ رسیده‌اند که منبعی شایسته برای مطالعه بیشتر علاقه‌مندان محسوب می‌شوند.

هوش کلامی- زبانی

معلم مفهوم درس را بیان می‌کند و با گفت‌وگو در کلاس، همراه با پرسش و نظرخواهی از دانش‌آموزان، بحث را به نتیجه می‌رساند. مثلاً بچه‌ها فکر می‌کنید دوزیست یعنی چه؟ دانش‌آموزان نظر می‌دهند و نظرات دیگران را گوش می‌کنند. معلم به آن‌ها میدان بیان می‌دهد. دانش‌آموزانی که هوش کلامی بالا دارند، از گفت‌وگو و مباحثه در این موضوع بهره‌مند خواهند شد.

هوش منطقی- ریاضی

معلم این‌گونه دانش‌‌آموزان را با استدلال به هدف می‌رساند. مثلاً می‌گوید، چرا قورباغه در نوزادی دست و پا ندارد و به هنگام بلوغ دست و پا پیدا می‌کند؟ چرا در نوزادی دُم دارد و در بلوغ دم خود را از دست می‌دهد؟ دانش‌آموزان با بحث، استدلال و نتیجه‌گیری مفهوم درس را دریافت خواهند کرد. یادگیری برای آن‌ها چنین اتفاق می‌افتد که نیاز به شنا کردن در نوزادی در آب و نیاز به داشتن اعضای دیگر در بزرگ‌سالی، برای زندگی در خشکی، از ویژگی‌های دوزیستان است. همچنین، مراحل رشد و زندگی قورباغه را با نوشتن اعداد مرحله‌بندی می‌کنند؛ مرحله 1، مرحله 2 و …

هوش دیداری-  فضایی

دانش‌آموزان پس از بحث و گفت‌وگو، اسلاید و فیلم‌های مستند زندگی دوزیستان را می‌بینند و نقاشی و رنگ‌آمیزی می‌کنند.

هوش بدنی – جنبشی

دانش‌آموزان روند رشد قورباغه را با بدن خود نمایش می‌‌دهند. مثلاً روی زمین خزیدن، سپس یواش‌یواش دست و پاها را در حرکت آشکار و استفاده کردن، و سپس در پایان پریدن شبیه قورباغه و جلو رفتن. همچنین، از نزدیک دیدن و دست زدن به قورباغه را تجربه کنند.

هوش موسیقایی

شعر قورباغه را در کلاس به‌‌صورت دسته‌جمعی می‌خوانند، دست می‌زنند و هیجانات خود را آشکار می‌کنند:

قورباغه یک دوزیسته                   که توی آب می‌زیسته

تو بچگی با آب‌شش                     تنفسش بوده خوش

کمی بزرگ‌تر که شد                   دست و پاهاش پیدا شد

میاد توی خشکی‌‌ها                   نفس می‌کشه با شش‌ها

قور و قور و قور، سر و صدا                    کنار نهر و جوی‌ها

هوش میانفردی

معلم گروه‌های مباحثه تشکیل می‌دهد و دانش‌آموزان در گروه مباحثه می‌کنند. تک‌تک بچه‌ها نظر می‌دهند و نظرات در گروه جمع‌بندی می‌شوند.

هوش درونفردی

پروژه‌‌ای فردی به دانش‌آموزان داده می‌شود، برای تحقیق و جمع‌آوری مطلب، عکس و  تهیه یادداشت یا روزنامه دیواری و ارائه فردی در کلاس.

هوش طبیعت گرا

دیدن جوی یا آکواریومی از قورباغه‌ها، دیدن فیلمی علمی از دوزیستان، دیدن قورباغه از نزدیک و لمس کردن آن، و بازدید از مراکز علمی نگهداری از جانوران از جمله فعالیت‌ها هستند.

کلام آخر!

نظام آموزش‌و‌پرورش باید با قبول و پذیرش‌ هوش‌های چند‌گانه و مجزا بودن آنان از هم، فرصت‌ها و امکانات متعددی را فراهم سازد تا خلاقیت‌های دانش‌آموزان بروز یابند. نگه‌داشتن دانش‌آموزان در شرایطی که فقط یک یا دو هوش قابلیت بروز داشته باشند، از ظهور سایر توانمندی‌های بالقوه آنان خواهد کاست. توجه به توانایی‌های اختصاصی افراد در قالب هوش‌های چند‌گانه و نیز توجه به این نکته که اندازه‌گیری این توانایی‌ها با آزمونی ساده و در زمانی محدود قابل سنجش نیست، می‌تواند بستری را برای همه دانش‌آموزان مهیا کند تا توانایی‌ها و استعداد‌های خود را بشناسند و در راستای این توانایی‌ها در راه پیشرفت و موفقیت خود بکوشند.

منبع: https://B2n.ir/pdfam001